الشيخ رسول جعفريان

399

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

و : بنيادِ سستِ شرك و بت پرستى عامل ديگرى در عدم مقاومت مشركان در برابر اسلام و دفاع از بت پرستى بوده است . مكيان علقهء بيشترى با بتها داشتند ؛ بويژه كه با منافع اقتصادى و سياسى آنان پيوند مستحكمى داشت . اما ساكنان يثرب ( با توجه به اينكه قرابت بيشترى با يهوديان به عنوان يك دين آسمانى توحيدى داشتند « 1 » ) نبايست همچون مكيان پيوندهاى محكمى با بت پرستى داشته باشند . « 2 » البته نه آن مقدار كه به سادگى از آن دل بكنند . نمونه جالبى از وجود خلاء فكرى - اعتقادى در مدينه وجود دارد ، خلائى كه به راحتى مىتواند در برابر يك نگرش اصيل توحيدى ( كه در ضمن عربى نيز باشد ، نه اسرائيلى همچون يهوديان ) سر تسليم فرود آورد . روايت اسلام آوردن عمرو بن جموح مصداق اين خلاء فكرى است . وى پيرمردى از شيوخ بنى سلمه بود كه حتى بعد از بازگشت بيعت كنندگان عقبه دوّم ، بر شرك خويش باقى بود . پيرى وى چنين اقتضايى داشت . جوانان طايفهء وى نظير مُعاذ بن جبل و مُعاذبن عمرو ، شبانه بتى را كه وى در خانهء خود نگاه داشته بود به چاله‌اى كه كثافات در آن بود انداختند . فرداى آن شب عمرو بت خود را يافت و تطهير كرد اما بار دوم نيز آن را درون چاله افكندند . مجدداً عمرو آن را به دست آورده و تطهير كرد . شب سوم خطاب به بت گفت : من نمىدانم چه كسى با تو چنين رفتارى مىكند اگر به كار مىآيى و در تو خيرى هست اين شمشير ! از خود دفاع كن . آن شب نيز جوانان مسلمان ، بت عمرو را در چالهء كثافات انداختند و اين بار سگ مرده‌اى را به آن بستند ، زمانى كه عمرو بت را با اين وضع ديد هشيار شد [ ابْصَرَ شَأْنه ] و در برابر دعوت به اسلام ، آن را پذيرفت وى در شعرى خطاب به بت گفت : واللّه لو كنتَ الهاً لَمْ تَكُنْ * انْت وكَلْبٌ وَسْطَ بِئْرٍ فى قَرَنْ . . . الحمد لله العلىّ ذِى الْمِنَنْ * الْواهب الرَّزَّاق دَيَّان الدِّيَنْ « 3 » وى با تمام وجود اسلام را پذيرفت و با اين كه شَل بود در احد شركت كرد و به شهادت رسيد . برخورد جوانان مسلمان مدينه را با بت عمرو بايد الهام گرفته از اقدام ابراهيم عليه السلام در برخورد با بتان قوم خود دانست . ز : يكى از نكاتى كه مانع از اسلام آوردن مردم مكّه بود وجود اشرافيت مالى در آن شهر بود . « اشرافيت مالى » به ضميمهء « اشرافيت قبيله‌اى » تركيبى به مكه داده بود كه در ساير مراكز

--> ( 1 ) . نك : تاريخ الأدب العربى ، طه حسين ، ج 1 ، ص 156 ( 2 ) . در اين باره نك : الصحيح ، ج 2 ، ص 194 ( 3 ) . سبل الهدى و الرشاد ، ج 3 ، ص 309 ؛ السيرة النبويه ابن هشام ، ج 2 ، صص 452 و 453